نان و نمک امیرکوروش!

0
مشق امروز نوشتن ندارد بلکه بوسه است بهر نازگلان هنر هنر و قند و نبات است بهر هزار هزار چرا که هر چیز عروسک نخواهد ناز ناز بهر نمایش زار زار! شاید زار گیرند کلاغ و کبری اما چه خوب آن شد که باید می‌شد چرا که قماش مهتاب‌خراب بهترین عملکرد ممکن را به نمایش گذاشتند و قماش رستم‌یکی بدترین عملکرد ممکن را به تصویر کشیدند …
امیرکوروش امروز بسیار ساده‌تر از دیروز می‌تواند اول عکس کت و شلوار و کراوات منتشر نماید و سپس اینستاگرام قرآن بگیرد به سر که اول باشد حمد و سوره قرائت بهر مردگان و زندگان و دوم آیه الکرسی ترتیل بهر هزار هزار و سوم اذا جاء نصر ا… قرائت شر بگیرد و آنجا تازه شور گیرد که پدر بزرگ کوروش چه گفت ریز ریز تا نباشم سهراب وای وای! این‌ها که گفته شد هیچ گزاف نباشند و ساده ساده افسانه سازد پایه پایه گرچه بعد نگفت یک سردار پیر مادرترانه!
گویند آب ریخته را نتوان جمع نمود اما نگویند آب ریخته را نباید حرام کرد بهر وضوی نماز! یک حکومت هزار هزار قشنگ و زرنگ افسانه ساخته بود بهر نماز و روزه هزار هزار در حالی که لحظه افتخار پتک نگاشت ناز ناز تا یک خفته بیدار بگوید آنچه هزار هزار هیچ باشند پیش چشم آن! پس بعد آن همه تازه نمره گشت بیست بیست و قماش کلاغ‌هنر صفر صفر بس که هیچکس ندانست چیست خدعه پروردگار تا بعد سال سال مشق گردد که قرون وسطی ستاره نداشت که هیچ، خورشید هم نداشت ای هنرپیشگان چپ و راست دنیاسلام!
حدود یک سال گذشت و باور نکردنی است که نه تنها بعد از سال‌ها هزار هزار کوچکترین تغییری صورت نگرفت بلکه فریاد گرفته شد که مردم هر چه باشند دانه دانه کبوتر خواهند ترانه ترانه و غیر هم خدا بزرگ است در حالی که سخن اول بزرگترین اشتباه بود چرا که همین مردم جان می‌دادند هزار هزار تا باشد این همه جلال جلال قماش کبریا و سخن دوم نیز سراسر اشتباه بود چرا که رحم بزرگ ذره محبت باید بگوید جانم سرنماز در حالی که تبر کاشته‌اند بهر سر تا بگویند شوخی نداریم سر به سر!
پیش‌بینی وضعیت آتی ایران هر چه باشد قشنگ است و آن روز که آمد هزار هزار، قوم و خویش و سلام سلام غیر بفرمایید امیر کجاست بهر هزار هزار قماش بدهلاک! حیرت‌انگیز بود که یک سال اخیر حتی یک بوسه نداشت و این آیت است بهر صاحب‌دلان در حالی که قماش کبری‌سزا چه کردند بهر آن همه ناز ناز یک کوروش‌ربنا!
یک سخن گفته شود و تمام بهر قوم ستاره ستاره؛ همین قوم در اوج قدرت و شکوه بهر اوکراین، دلار فدرال رزرو و هزار هزار دیگر بدون هیچ فشار جدیدی تغییر مشق کردند و هیچ نگفتند در حالی که قماش هزار هزار بعد همه چیز نه تنها ذره تغییر نفرمودند سلام بلکه تاریخ نگاشتند هزار هزار که از نظر بنده تمام آیت بود این داستان کوروش‌تمام! پس به یاد رضاخان کبیر صلوات که دانه دانه کباب می‌فرمود شب کجاست روز خودش کبریاست در حالی که دو روز کبیر کبیر ساختند نگاه نگاه …

دست تقدیر این بود و سپاس ***** گرچه ناشکری کارش بود آن ناسپاس

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

امیر بهلولی

امیر بهلولی که نام کامل ایشان «امیر بهلولی دیزگاه» می‌باشد؛ یک شهروند ایرانی است که مهم‌ترین هدفش ایجاد اعتبار می‌باشد تا به وسیله آن دغدغه‌های مختلف خودش، کشورش و احیانا سایر کشورها را حل نماید. امیر بهلولی مولف 3 کتاب «طلا»، «تورم یا حباب تورمی؟» و «گفته‌ها و ناگفته‌های بورس ایران ...» می‌باشد که هر کدام رویه متفاوتی را طی نموده‌اند. کتاب نوشتن به زبان فارسی به هیچ وجه خوشایند نیست و بدیهی است که امیر بهلولی نیز این موضوع را درک کرده است. در حال حاضر شرایط کشور به شکلی است که نویسندگان کتب مختلف شاید تنها برای سرگرمی و احیانا کسب اعتبار به نوشتن می‌پردازند. نکته جالب اینجاست که روند چاپ کتاب در ایران در حال حرکت به سمتی است که ناشران نه تنها پولی بابت چاپ کتاب به نویسندگان پرداخت نکنند بلکه هزینه‌های چاپ کتاب را نیز از آن‌ها دریافت کنند! بها و ارزشی که مردم به کتاب می‌دهند نیز بسیار عجیب شده است به گونه‌ای که کتاب نوشتن را با موتورهای جستجو مرتبط می‌دانند و در نهایت کلید چاپ کتاب‌های گوناگون را فضای مجازی می‌دانند! با توجه به مطالب گفته شده، امیر بهلولی اولویت اصلی خود در موضوع چاپ کتاب را بر پایه تالیف کتاب به زبان انگلیسی و چاپ آن در خارج از ایران قرار داده است. نویسنده مذکور اعتقاد دارد که به اندازه کافی درباره اقتصاد ایران سخن گفته است و این موضوع در نوشته‌های وی واضح و مبرهن می‌باشد. بنابراین ایشان قصد دارند که از تکرار مطالب مختلف در حوزه اقتصاد ایران پرهیز نمایند و تنها در صورت ضرورت مطلبی را ذکر نمایند.

دیدگاه بسته شده است